سيد ظهير الدين مرعشى
156
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
الحسينى كه الحال فرزندزادههاى او به ايالت مشغولند - سيد ديگر در مازندران خروج نكرد . و در حين خروج سادات ، هميشه مازندران و رويان از عهد خروج به او و گاوپاره از ملوك خالى نبود ، اگرچه كسان خلفاء و سادات و آل طاهر و آل سامان و ملوك ديالم و اتراك خوارزم شاهى و غير هم در طبرستان مداخله مىكردند ، اما هميشه آل باوندگان و گاوپاره را در كوهستان تصرّفى و تملّكى مالكانه بوده است . تا وقتى كه افراسياب چلابى ، ملك فخر الدوله حسن را غدر كرد و به آمل مستولى گشت و حضرت سيد ارشاد پناهى ، توفيق شعارى ، به عون عنايت بارى ، مازندران را مستولى شد . آل باوند حاكم مازندران بودند . بعد از آن انقلاب ، استيصال ايشان شده ، و ملك از كوه و دشت از ايشان خالى ماند ، و مدت ايالت و حكومت ايشان على التفصيل نوشته خواهد شد . اما ملك رويان تا حالت هذه كه مؤلّف داعى حقير ظهير با عساكر گيل و ديلم به مدد ملك اعظم جلال الدوله ملك اسكندر بن ملك گيومرث بن بيستون به امر و اشارت گردون كيوان سيد اعدل حافظ بلاد جيل و ديلم ، شمس الملّة و الدين ، كارگيا سلطان محمد ، به رويان رفته بود . در تاريخ ربيع الآخر سنهء هشتصد و هشتاد كه نوبت چهارم است به مدد ملكى خصالى ، مملكت پناهى ، مؤلّف حقير مأمور شده است ، و متغلّبان كه اخوان و بنو - اخوان او بودند جواب داده مىآيد . ملك رستمدار در تصرف و ايالت و حكومت ايشان و ملوك گاوپاره بوده است . در ذكر ملوك كه مدت ايالت هر يكى از ايشان در طبرستان چند سال بوده است در تواريخ كه اهل بصيرت جمع كردهاند - مسطور است كه در ايّام اسكندر ذو - القرنين كه ممالك عجم را به ملوك الطوايف قسمت مىكرد اجداد جسنف شاه « 1 » را
--> ( 1 ) - در اصل : جنفشاه .